خوراک
ارسال ها
دیدگاه ها

آرزوی محال

بری پشت شهرداری یارو تو گوشِت بگه: مهر، تسبیح، مفاتیح، آلبوم جدید آهنگران

مثل اون دختر چادری که بعد از رد شدن از کنارت، تنها چیزی که توی ذهنت باقی میزاره، آرایش غلیظش و عطر پلی بویشه!

تویی که به روح اعتقاد داری … هوا گرمه  … اسپری بمال به خودت

قدیم ندیما ۱

شما یادتون نمیاد، اون قدیم ندیما VHS داشتن جرم و گناه بود، مثل ماهواره ی الان، دیدن فیلم هاشم مثل فارسی ۱ الان گناه بزرگی بود!

خالی بندی ۲

مثل شعار شرکت خودروسازی سایپا ، “سایپا مطمئن” که آدم نمیدونه، به بدنه ی با دوامش مطمئن باشه، یا به امکانات خوبش؟!

عجیب ۱

مثل اینی که یکی از دوستان بلاگیت با خونه ی خانمی یه کوچه فاصله داشته باشه!

اعتراف ۱

مثل اون بسیجی که جلو من با موتور با خانمش خورد زمین و هی به زمین و زمان فحش میداد، گفتم حاجی اتفاقه دیگه، افتاده، گفت نه، هرچی میکشم از این تعصب کور کورانس، آخه مگه مرد احمقش زنت رو مجبور میکنی شب عروسی چادر سرش کنه که تو عروس کشون چادر گیر کنه لا پره و بخورید زمین؟!

P.S - من چون سربازم و یه روز در میون میام، تو یه روز یهو ۲ یا ۳ تا پست میزنم، خوشحالم میکنید اگه تو همه پستها نظر بزارید، ممنون

بی جنبه ۱

مثل همون دختری که توی پیکان که نشسته وقتی نگاش میکنی بهت لبخند میزنه، ولی وقتی پشت بی ام و نشسته وقتی نگاش میکنی چشم غره میره و روش رو برمیگردونه!

خالی بندی ۱

مثل وزیر ارتباطات که هی از افزایش پهنای باند حرف میزنه اما ما چیزی احساس نمیکنیم!

رو نوشت : خبری در همین راستا در روزنامه ایران مورخ ۲۸ تیر

مثل اون دختر چادری که داره باد میاد و با دستش روسریش رو گرفته که موهاش پیدا نباشه اما آستین چادر ملی اش سر خورده و تا آرنجش پیداس!

ارسال های قدیمی تر »